شهراسوه

فقه و شهرسازی، نیازی بنیادین برای شهرنشینانِ مسلمان

نویسنده: سیدعلی اصغر حسینی
فقیهان، نسبت میان فقه و موضوعات مختلف را در قالب احکام شرعی بیان می‌کنند و مقلدان آنان نیز خود را ملزم به رعایت آن احکام می‌دانند؛ زیرا عالمان و فقیهان را جانشینان به‌حق ائمه (ع) دانسته و اطاعت از ایشان را اطاعت از خداوند می‌دانند...
فقیهان، نسبت میان فقه و موضوعات مختلف را در قالب احکام شرعی بیان می‌کنند و مقلدان آنان نیز خود را ملزم به رعایت آن احکام می‌دانند؛ زیرا عالمان و فقیهان را جانشینان به‌حق ائمه (ع) دانسته و اطاعت از ایشان را اطاعت از خداوند می‌دانند. روشن است که تبیین میان موضوعات مختلف بشری و احکام دینی، راهی برای گسترش تعبد دینی است و فقیهان به‌عنوان کسانی که احکام شرعی مکلفان را بیان می‌کنند، در این موضوع نقشی بنیادین دارند. نسبت میان شهر و شهرسازی و احکام شرعی یکی از این موضوعات نوین فقهی است که می‌تواند راهگشای بسیاری از موضوعات شهری در زمان کنونی باشد.
در زندگی امروزه نیز در کنار احکام موضوعاتی مانند نماز، روزه، حج و زکات، مسائل فراوان و نویافته‌ای، وجود دارد که باید نسبت میان آن‌ها و مکلفان، توسط عالمان و فقیهان مشخص شود؛ موضوعاتی که در قالب کلی «مسائل مستحدثه» شناخته شده است. مانند احکام بیمه، اقتصاد و تجارت‌های بین‌المللی، مسائل پزشکی، فناوری‌های نوین و شیوه‌های جدید ارتباطی، شهر و شهر‌سازی و دیگر موضوعات که فقیه یا فقها با تسلطی که بر منابع دینی دارند احکام شرعی مرتبط با هر موضوع را استخراج می‌کنند. برای نمونه اینکه ساخت شهر می‌تواند با چه ویژگی‌هایی و با رعایت چه ضوابط شرعی توسط چه کسانی در چه زمینی و با چه مصالحی و براساس چه قراردادهای شرعی ساخته شود؟ روشن است که پاسخ به این دسته از پرسش‌ها وظیفه فقیهی است که یا خود یا مشاورین امین او، مسلط به موضوعات فقهی از یک‌سو و از سویی دیگر شیوه‌های شهرسازی باشند تا بتوانند احکام شرعی مرتبط را متناسب با نیازهای افراد و ضوابط علمی شهرسازی روشن کنند؛ موضوعی که هم اکنون در قالب دروس تخصصی «فقه شهر و شهرسازی» در حوزه علمیه قم توسط «آیت‌اله محسن اراکی» تدریس می‌شود.
این عالم علوم دینی در دروس خود درباره موضوع شهر و شهرسازی می‌گویند: منظور ما از فقه شهرسازی، اصول و قواعدی است که برای زندگی شهری و ساختار شهر، در فقه تبیین شده است. در منابع دینی ما در این زمینه فقهی جامع وجود دارد که باید استنباط شود. نخستین بحث ما تعریف شهر است. در منابع دو گونه شهر تعریف شده است و هر یک از این دو نوع شهر احکامی دارند که خود بحث ویژه‌ای می‌طلبد. اما شهرِ شرعی چه شهری است؟ منظور ما از دو شهر، شهر‌های جدای از هم نیست؛ در حقیقت در هر شهری دو معیار وجود دارد و هر شهری باید از هر دو معیار برخوردار باشد. ما شهری داریم که در منابع دینی این شهر ملاک مهاجر‌بودن تلقی شده است؛ به این معنا که هر کس به چنین شهری بپیوندد اَعرابی است و این مسئله، مسئله بسیار مهمی است. در منابع دینی ما ملاک چنین شهری این است که یک نفر رهبری سیاسی نظم اجتماعی جامعه‌ای را می‌پذیرد و افرادی که نظم اجتماعیِ زیر چتر ولایت و فرمانروای الهی را می‌پذیرند اهل شهری هستند که ما از آن به «شهر شرعی» تعبیر می‌کنیم. هر کسی به چنین شهری بپیوندد، اگرچه در بیابان زندگی کند، اهل شهر به‌شمار می‌آید و هر کس اگر به این شهر نپیوندد اگرچه در قلب متمدن‌ترین شهرها زندگی بکند، اَعرابی است و حکم بدوی یا اعرابی را دارد.
 ما معتقدیم شهر عرفی یک شهر فرا‌فیزیکی در دل دارد؛ یعنی هر جا شهری شکل می‌گیرد، همین شهر فیزیکی و ساختار آن هم شکل ‌می‌گیرد و قطعاً این ساختار فرا‌فیزیکی شهر اسلامی همان چیزی است که ما از آن به شهر هجرت یا شهر ولایی و شهر شرعی تعبیر می‌کنیم‌ که اگر کسی به این شهر بپیوندد اگرچه در یمن باشد به‌مقصود رسیده است. در طرف مقابل اگر کسی کنار رسول اکرم (ص) زندگی کند و به این شهر نپیوندد دور است و اعرابی است و اعرابی واژه خاصی است که اشاره‌ای به همین مطلب دارد.
ما در هر شهری در دنیا (اختصاص به شهر اسلامی ندارد) یک جان شهر داریم و یک کالبد شهر؛ جان شهر همان شهر فرا‌فیزیکی شهر است که شهر معنوی است و کالبد شهر باید به تناسب این جان شهر شکل بگیرد. بر همین اساس، وقتی ما جانی برای شهر داریم که همان نظام ولایتی است، مسجد جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند و مسجد بیت‌الامام است. مسجدی که بیت‌الامام است، همان مسجد مرکزی شهر است که در آن نماز جمعه یا اعتکاف برگزار می‌شود و تفاوتی آشکار با مسجد محله به‌عنوان مرکزی برای فعالیت‌های محله‌ای و منطقه‌ای دارد که هر کدام از این دو گروه از مساجد، احکام خاص خود را دارد. همچنین در موضوعات فقهی مرتبط با شهر و شهر‌نشینی، موضوعات مرتبط با وطن شرعی و وطن فیزیکی و تفاوت احکام هر کدام از آن‌ها، به‌علاوه ساختمان‌سازی و نسبت آن با حقوق و تکالیف همسایه‌داری بیان می‌شود. روشن است که گستردگی مباحث فقهی مرتبط با شهر و شهر‌نشینی بسیار فرا‌تر است از آنچه بیان شده، اما این نوشته تلاش کرده است تا با اشاره به برخی از آن‌ها، گزارشی بسیار کوتاه از نسبت میان فقه و شهرسازی ارائه کند.
  • در زندگی امروزه نیز در کنار احکام موضوعاتی مانند نماز، روزه، حج و زکات، مسائل فراوان و نویافته‌ای، وجود دارد که باید نسبت میان آن‌ها و مکلفان، توسط عالمان و فقیهان مشخص شود؛ موضوعاتی که در قالب کلی «مسائل مستحدثه» شناخته شده است.
  •  آیت الله اراكی:ما معتقدیم شهر عرفی یک شهر فرا‌فیزیکی در دل دارد؛ یعنی هر جا شهری شکل می‌گیرد، همین شهر فیزیکی و ساختار آن هم شکل ‌می‌گیرد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code